محمدرضا آرام – کارشناسی ارشد معارف اسلامی و علوم سیاسی و عضو مرکز رشد دانشگاه امام صادق (علیه السلام)

چکیده مقاله:

خیریه ها تاکنون نقش موثری در گسترش امور خیر در جامعه ایفا کرده اند، اما دچار آسیب هایی روشی و محتوایی شده اند. مساله اصلی این پژوهش این است که بهترین راه ترویج امر خیر و نیکوکاری در جامعه اسلامی چیست این مقاله بر مبنای مفهومی نیازهای انسان استوار است. در این پژوهش با استفاده از نظریه سیستم ها، آیات و روایات موجود درباره امور خیر و نیکوکاری با تاکید بر فلسفه و کارکرد تشریع آنها درچارچوب نظریه تکافل اجتماعی مورد بررسی قرار می گیرند. با استفاده از این رویکرد به فهم درستی از معنای حقیقی امر خیر در منظومه قرآن و عترت دست یافته، وضع موجود خیریه ها را مورد ارزیابی و نقد قرار می دهیم و به وضع مطلوب تکافل اجتماعی دست می یابیم.تمرکز بر افراد به جای اشخاص، شفافیت پایین، مشکلات مالی و عدم اتصال شبکه ای مهمترین آسیب های روشی خیریه ها هستند. باقی ماندن بخشی از نیازهای مادی نیازمند و بی توجهی به نیازهای غیرمادی او، استمرار روابط ناعادلانه در توزیع اولیه منابع و بی نصیب ماندن فرد نیکوکار از فواید ارتباط مستقیم با نیازمندان، مهمترین آسیب های محتوایی خیریه ها محسوب می شوند. بنابراین نهادهای خیریه راهکاری اولی برای ترویج امر خیر و نیکوکاری در جامعه اسلامی محسوب نمی شوند. تاکید بر احیا و تقویت نهادهای فعال در حوزه تکافل اجتماعی به عنوان نهادهایی که هر فرد به طور اصیل عضو آنهاست، مثل نهاد خانواده، نهاد خویشاوندی، نهاد عشیره، نهاد همسایه، نهاد دوستی و نهاد اخوت و برادری دینی، راهکار اصلی و اولیه اسلام برای گسترش خیرات و مبرات در جامعه اسلامی است. نهادهای خیریه با تاکید بر نقش واسطه گری خود در معرفی گروه ها و مناطق محروم و بی کس و کار به افراد خیر و نیکوکار، می توانند نقش مکملی در تقویت نهاد اخوت و برادری ایفا کنند.

کلیدواژه ها:

ء

 

«برای دریافت متن کامل مقاله در سیویلیکا کلیک کنید»

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.