نقش آفرینی سازمان‌های مردم نهاد در تحول کارکرد دولت

پدیدآور: حمیدرضا رحمانی

چکیده:

دولت به عنوان یکی از عظیم ترین مصنوعات بشری، همواره دارای کارکردهایی در سطح جامعه بوده و تقریباً بر همه فعالیت های مردم سایه افکنده است. تأمین امنیت و حفظ نظم عمومی از ابتدایی ترین وظایف دولت ها به شمار می رفته که تا به امروز هم ادامه یافته است. با پیشرفت سطح زندگی اجتماعی، دولت متکفّل وظایف دیگری هم چون منفعت عمومی و خدمت عمومی گردید که هریک از این کارکردها متناسب با شرایط، گونه ای از دولت را در جامعه شکل دادند که نقشی حداقلی یا حداکثری بر عهده داشت. لیکن فصل مشترک هر دو کارکرد عدم فرصت برای نقش آفرینی اجتماعات سازمان یافته مردمی بود که غالباً اهدافی عام المنفعه داشتند. اما از حدود سه دهه پیش، با رشد روزافزون کانون های مردم نهاد، شکل دولت دستخوش تحولاتی شده و برخلاف پیشینیان که یا دولت را یکسره رد کرده و یا آن را یگانه منجی جامعه می دانستند، رویکردی بینابینی در پیش گرفت و وجود آن به مثابه یک نهاد هماهنگ کننده و تنظیم گر لازم شمرده شد. متعاقب این تغییر در ساختار، کارکرد دولت نیز از تحول مصون نماند و تبدیل به نهادی برای پاسداشت کرامت انسان شد و زمینه برای ظهور کارکرد امنیت انسانی فراهم آمد. از این رو، امروزه با شکست انحصارطلبی و تغییر در ساختار و کارکرد دولت، مدیریت و اجرای بسیاری از امور به سازمان های مردم نهاد واگذار شده است و همین امر، منجر به کاهش تصدی گری و مداخله دولت شده و آن را تبدیل به نهادی هدایت گر و تسهیل کننده کرده است. مجموعه این عوامل سبب شد که سازمان های مردم نهاد به یکی از بازیگران جامعه در کنار سایر بخش ها مبدل گشته و ضمن بر عهده گرفتن برخی از وظایف دولت، آن را موظف به پاسخگویی کنند. در نوشتار پیش رو، این تحول کارکردی مورد تدقیق قرار گرفته و رابطه انجمن های مردمی با شکل جدید دولت به بحث گذاشته خواهد شد.

کلیدواژه‌ها: سازمان های مردم نهاد،دولت،منفعت عمومی،خدمت عمومی،امنیت انسانی،حکمرانی خوب

منبع:https://ganj-edge.irandoc.ac.ir/

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.